اذن ورود ابوالطیب از امام زمان (عج) برای ورود به حرم امام عسکری (ع)
محمد بن جرير طبرى در كتاب «دلائل الامامة» مينويسد: اين روايت را من از روى نسخه اصل بخط استاد ابو عبد اللَّه حسين بن عبيد اللَّه غضائرى كه نوشته بود:خبر داد بما ابو الحسن على بن عبد اللَّه كاشانى از حسين بن محمد از يعقوب بن يوسف نقل مي كنم.
شيخ طوسى در كتاب «امالى» از ابو محمد فحام و او از ابو الطيب احمد بن محمد بن بطه كه عادت داشت هنگام زيارت داخل مرقد منور نمي شد و از بيرون ضريح زيارت مي كرد روايت نموده كه ابن بطه گفت: روز عاشورا موقع ظهر كه آفتاب در منتهاى شدت گرمى و راهها از راهگذر خلوت بود و از مردم نااهل و بد كار شهر وحشت داشتم، قصد زيارت امام حسن عسكرى عليه السّلام نمودم، تا بديوارى كه سابقا از آنجا ببستان مي رفتم رسيدم. در آنجا ديدم مردى پشت سر من دم در نشسته و گوئى در دفترى نگاه مي كند.
- او با لحنى كه شبيه آهنگ حسين بن على بن ابى جعفر بن الرضا بود بمن گفت:ابو طيب! كجا مي روى؟
- من پيش خود گفتم: اين همان حسين است كه بزيارت برادرش (امام حسن عسكرى) آمده است.
- لذا گفتم: آقا! مي روم از بيرون ضريح زيارت ميكنم سپس خدمت شما ميرسم و شرائط ادب و احترام بعمل مى آورم.
- گفت: اى ابو طيب! چرا داخل حرم نميشوى؟
- گفتم: خانه مالك دارد و من بدون اجازه صاحب خانه داخل نمي شوم.
- گفت: اى ابو طيب! با اينكه تو از دوستان حقيقى ما هستى چطور ممكن است تو را از آمدن بخانه منع كنيم؟!
با اين وصف من پيش خود گفتم ميروم و از بيرون ضريح زيارت ميكنم و اين حرف را از وى نمى پذيرم.
سپس نزديك در حرم مطهّر آمدم ديدم هيچ كس نيست. كار بر من مشكل شد، ناچار رفتم نزد مردى از اهل بصره كه خادم حرم بود و او در حرم را گشود و داخل شدم.
وى خبر ابو محمد فحّام مي گويد از ابو طيب پرسيدم: مگر رسم شما اين نبود كه داخل حرم نميشدى پس چطور اين بار رفتى؟ گفت: بمن اجازه دادند ولى شما بى اجازه ميرويد.
منبع: مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، ص: 749
در کتاب غيبت شيخ طوسی از على بن عائذ رازى و او از حسن بن وجناء نصيبى و او از ابو نعيم محمد بن احمد انصارى نقل مي کنند كه گفت: در مكه معظمه جنب «مستجار» «1» حضور داشتم و عده اى در حدود سى مرد هم بودند، در ميان آنها جز محمد بن قاسم علوى با اخلاص نبود، روز ششم ذى الحجه سال 293 در اثناى اينكه بدين گونه اجتماع داشتيم، ناگاه ديديم جوانى كه دو حوله احرام پوشيده و نعلين خود را در دست گرفته بنزد ما آمد.
وقتى او را ديديم طورى تحت تأثير مهابت وى قرار گرفتيم كه همه براى او برخاستيم. او بما سلام كرد و در وسط جمع ما نشست و ما نيز در اطراف وى نشستيم. آنگاه بسمت راست و چپ خود نگريست و سپس گفت: آيا مي دانيد حضرت ابا عبد اللَّه در دعاى الحاح چه مي گفت؟ گفتيم: چه مي فرمود؟ گفت: مي فرمود:
«اللّهم انّى أسئلك باسمك الّذى تقوم به السّماء و به تقوم الأرض و به تفرّق بين الحقّ و الباطل و به تجمع بين المجتمع و به أحصيت عدد الرّمال وزنة الجبال وكيل البحار ان تصلّى على محمّد و آل محمّد و ان تجعل لى من أمرى فرجا.
خدايا تو را ميخوانم، بآن نامت كه آسمان و زمين را بآن بپاى ميدارى و حق و باطل را از هم جدا ميكنى، و پراكندگان را گرد مىآورى، و عدد ريگهاى بيابان و وزن كوهها و پيمانه درياها را ميشمارى، بر محمد و آل او درود بفرست و فرج مرا نزديك گردان.
سپس برخاست و مشغول طواف شد ما هم با وى برخاستيم تا او رفت و ما فراموش كرديم كه در باره او گفتگو كنيم و از هم بپرسيم كه او كى بود. فردا در همان وقت نيز از طواف فراغت يافت و بنزد ما آمد و مانند روز گشته
ادامه مطلب
شيخ طوسی در كتاب غيبت از احمد بن على رازى و او از محمد بن على و او از عبيد اللَّه بن محمد بن جابان دهقان از ابو سليمان داود بن غسان بحرانى روايت نموده كه گفت: بخدمت ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى رسيدم و سلام نمودم، ابو سهل گفت: ولادت (م ح م د) فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليهم اجمعين در سامره بسال 256 اتفاق افتاد. مادرش صيقل، و كنيه اش ابو القاسم مي باشد، و همين كنيه است كه پيغمبر خبر داده و فرمود: نام او چون نام من و كنيه اش مثل كنيه من است، لقبش مهدى و حجت و منتظر است و هم او صاحب الزمان مي باشد.
روایت انتقال امامت از امام عسگری علیه السلام به امام زمان عج
سپس ابو سهل گفت: در مرض مرگ امام حسن (عسكرى عليه السّلام) روزى من در خدمتش بودم، حضرت به عقيد خادم خود كه غلامى سياه چهره و اهل نوبه «1» بود و پيش از آن حضرت خدمتكار پدرش امام على
ادامه مطلب
شيخ الطائفه (ره) در كتاب «غيبت» مي نويسد جماعتى از دانشمندان از تلّع كبرى و او از احمد بن على رازى و او از على بن حسين و او از مردى كه مي گفت از اهل قزوين است و نام خود را ذكر نكرد و او از حبيب بن محمد بن يونس بن شاذان صنعانى روايت نموده كه گفت: وارد شدم بر على بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى(آشنایی با علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی)، و از بازماندگان امام حسن عسكرى عليه السّلام سؤال كردم؛ على بن مهزيار گفت: برادر مطلب بزرگى را پرسيدى.
سفر به سرزمین وحی ؛پایانی بر انتظار چند ساله
من بيست مرتبه بحج بيت اللَّه مشرف گشته ام، در تمام اين سفرها قصدم ديدن امام زمان عليه السّلام بود ولى در اين بيست سفر راه بجائى نبردم تا آنكه شبى در بستر خود، خوابيده بودم ديدم كسى می گويد: اى على بن ابراهيم! خداوند بتو فرمان داده كه امسال نيز حج كنى! آن شب را هر طور بود بصبح آوردم و صبح در كار خود مى انديشيدم و شب و روز مراقب موسم حج بودم.
چون موسم حج فرا رسيد، كارم را روبراه كردم و بآهنگ حج بجانب مدينه رهسپار گشتم.
چون به مدينه رسيدم از بازماندگان امام حسن عسكرى عليه السّلام جويا شدم ولى اثرى از او نيافتم و خبرى نگرفتم در آنجا نيز پيوسته در باره منظورم فكر مي كردم تا آنكه بقصد مكه از مدينه خارج شدم پس به جحفه رسيدم و يك روز ماندم و بسوى غدير كه در چهار ميلى جحفه بود رهسپار گرديدم وقتى بمسجد جحفه در آمدم نماز گزاردم سپس صورت
ادامه مطلب
امام باقر عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش ثمالى از علت نامگذارى آن حضرت به قائم ـ فرمود :
لَمّا قُتِلَ جَدّي الحسينُ صلَّى اللّه ُ علَيهِ ضَجّتِ المَلائكةُ إلَى اللّه ِ عزّ و جلّ بالبُكاءِ و النَّحيبِ ، و قالُوا : إلهَنا و سيّدنَا، أ تَغْفُلُ عَمَّن قَتلَ صَفْوتَكَ و ابنَ صَفْوتِكَ ، و خِيَرتَكَ مِن خَلْقِكَ ؟!
فأوحَى اللّه ُ عزّ و جلّ إلَيهِم : قَرّوا مَلائكتي ، فَوَ عِزّتي و جلالي لَأنتقِمَنَّ مِنهُم و لو بعدَ حينٍ. ثُمّ كَشفَ اللّه ُ عزّ و جلّ عَنِ الأئمّةِ مِن وُلدِ الحسينِ عليه السلام للملائكةِ ، فسُرَّتِ الملائكةُ بذلكَ ، فإذا أحدُهُم قائمٌ يُصلّي ، فقالَ اللّه ُ عزّ و جلّ : بذلكَ القائمِ أنتَقِمُ مِنهُم .
چون جدّم حسين عليه السلام كشته شد فرشتگان با گريه و فغان به درگاه خداوند عزّ و جلّ فرياد برآوردند كه: اى خداى و سرور ما! آيا از كسانى كه برگزيده تو و فرزند برگزيده تو و بهترين آفريده تو را مى كشند چشم مى پوشى؟خداوند عزّ و جلّ به آنان وحى فرمود كه : فرشتگان من ! آرام گيريد ؛ به عزّت و جلالم سوگند از آنان انتقام خواهم گرفت گر چه به طول انجامد. آن گاه خداوند عزّ و جلّ امامانِ نسل حسين عليه السلام را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در ميان آنان يكى ايستاده بود و نماز مى خواند. خداوند فرمود: با اين قائم (ايستاده) از آنان انتقام مى كشم!
امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه «هر كه به ستم كشته شود به ولىّ او
ادامه مطلب
امام هادی علیه السلام فرمودند:
إنَّ الامامَ بَعدِی اَلحَسَنُ اِبنی، وَ بَعْدَ الحَسَنِ إبْنُهُ القائِمُ الَّذِی یَمْلأ الأرض قِسطاً وَ عَدلاً، کَما مُلِئَتْ جَوراً وَ ظُلماً؛
امام بعد از من، فرزندم«حسن» است و پس از حسن پسرش «قائم»، آن که زمین را پر از عدل و داد می کند، آن گونه که پر از جور و ستم شده باشد.
اکمال الدین، ص 383.
شرح حدیث:
-
اعتقاد به مهدویّت و منجی در آخرالزّمان، در همه ی ادیان وجود دارد؛ لیکن در اسلام، این عقیده با وضوح و شفافیت بیشتری مطرح است و مشخصات آن «مصلح جهانی» به دقت بیان شده است.
-
هم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از آمدن مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر داده است، هم امامان معصوم علیهم السلام. (منتخب الاثر)
-
در این حدیث نیز، امام هادی علیه السلام، امام بعد از خود و امام دوازدهم را معرفی کرده است، تا شیعیان پیشوای حق را بشناسند و پس از شهادت یک امام، در مرحله ی بعد دچار تردید و سرگردانی نشوند. این شیوه، در میان همه امامان رایج بوده که قبل از وفاتشان، امام بعدی را معرفی می کردند.
-
ویژگی «عدالت گستری» در سطح جهان که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح است، در روایات فراوانی آمده است و این مژده، مستضعفان را به آینده ای روشن و امیدبخش برای بشریت ستمدیده، دلگرم و امیدوار می سازد.
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند بیا که صاف شود این هوای بارانی
-
به امید روزی که آن آفتاب عدل و داد، بر بام جهان بتابد و زمین را از برکات وجودی اش سرشار سازد.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی
امام حسین(علیه السلام) درباره ی سیرت و رفتار حضرت مهدی(علیه السلام) فرمودند:
وَاللهِ ما لِباسُهُ اِلّا الغَلیظُ، وَ لا طَعامُهُ اِلَّا الشّعیرُ، وَ ما هُوَ اِلَّا السَّیفُ وَ المَوتُ تَحتَ ظِلِّ السَّیفِ؛
به خدا سوگند، لباس او به جز زبر و خشن و غذای او جز نان جو نیست. کار او جز شمشیر و جهاد و مرگ در سایه ی شمشیر( شهات) نیست.
موسوعة الامام الحسین(علیه السلام)، ص 663
شرح حدیث:
- «دولت مهدوی» که نویدبخش امن و امان و قسط و عدل است، امید به زندگی و آینده ی روشن بشریّت را در دلها زنده می کند.
- حکومت واحد جهانی که از سوی حضرت مهدی(عج) برپا می شود، تداوم حکومت رسول خدا(ص) و استمرار حکومت عدل علوی است. پیشوایان عادل و معصوم، لازم می دانند سطح زندگی خود را با طبقات محروم همسان کنند و از تجمّلات و تشریفات بپرهیزند.
- «ساده زیستی»، شاخصه ی دولت امام زمان است، چه درباره ی خود آن حضرت، چه نسبت به یاران و کارگزاران حکومت او این ساده زیستی، در کیفیت لباس و غذا خود را بهتر نشان می دهد؛ یعنی پرهیز از اشرافیت و عیاشی و شکمبارگی.
- شاخصه ی دیگر دولت مهدوی، «جهاد و شهادت» است.
- برای برقراری عدالت در سطح جهان، جهاد با غارتگران جهانی و استثمارگران توسعه طلب ضروری است. این که حکومت آن حضرت را همراه با «قیام بالسّیف» دانسته اند، نه به معنای کشورگشایی با شمشیر، بلکه به معنای جهاد مسلحانه با طاغوتهای استعمارگر برای نجات مستضعفان است.
- این هدف، هم «جهاد» را می طلبد، هم «شهادت» در سایه ی شمشیر را.
- به امید ظهور آن منجی عدالت گستر و انتقام گیرنده ی خون شهیدان مظلوم.
منبع: حکمت های حسینی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسین علیه السلام)، جواد محدثی
شخص امام عصر عليه السلام به بحث غيبت عنايت خاصى دارد زيرا شيخ صدوق قدس سره كه يكى از اركان محدثين شيعه و از بزرگان جهان تشيع و فقاهت است در مقدمۀ كتاب كمالالدين و تمام النعمه مىنويسد:
مدتى در نيشابور توقف داشتم، حال آنكه زن و فرزند و برادران همه در شهر رى بودند و شبى در فكر رفته بودم كه چرا اينگونه اتفاق افتاده (ظاهراً اين جدائى باعث غم و غصه ايشان شده بود و برايش مشكل ايجاد كرده بود) و با همين فكر بخواب رفتم و در عالم رؤيا ديدم كه در مسجدالحرام هستم و مشغول طواف كردن در اطراف بيت بودم و بعد از شوط هفتم استلام حجر نمودم و دعاى آن را خواندم: اَمٰانَتيٖ اَدَّيْتُهٰا وَمِيثٰاقيٖ تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ ليٖ بِالْمُوٰافاةِ، «اين امانت و پيمان من است با تو، تا در موقعش به آن شهادت دهى» ، آنگاه مولايم صاحب الزمان را ديدم كه بر در خانۀ كعبه ايستاده بود و من با حالى پريشان به نزد ايشان رفتم. حضرت به چهرۀ من نگاه كرد و فرمود: چرا در باب غيبت كتابى تاليف نمىكنى تا اندوهت زائل گردد؟ عرض كردم: يابن رسول اللّٰه رسالههائى تاليف نمودهام (اشاره به اينكه در خلال مباحث و تأليفات در اين موضوع نيز بحث كردهام) ، حضرت فرمود: كتابى مستقل پيرامون غيبت بنويس و غيبتى كه براى بعضى از انبيا رخ داده در آن كتاب متذكر شو، شيخ صدوق مىنويسد وقتى بيدار شدم تا طلوع فجر به دعا و گريه پرداختم و چون صبح دميد به تأليف اين كتاب (كمالالدين و تمام النعمه) مشغول شدم.(1)
پی نوشت:
1) . كمال الدين و تمام النعمه مترجم: ص ۶.
منبع: دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف , حسین اوسطی، ص133
معمولاً كسانى اين سئوال را طرح مىكنند كه شئون امام را در مرجعيت دينى و زعامت اجتماعى منحصر مىكنند و حال آنكه اين موضوع يكى از شئونات امامت و ولايت است و طبق مدارك اسلامى وجود امام و حجت خدا حالت قلب را دارد نسبت به اعضاى بدن كه با تعطيل شدن قلب، تمامى اعضاء از كار مىافتند و نيز ارتباط موجودات عالم با وجود حجت خدا همانند ارتباط كرات منظومۀ شمسى است نسبت به خورشيد. 1
امام سجاد عليه السلام مىفرمود:
ما پيشوايان مسلمين و حجت بر اهل عالم و سادات مؤمنين و رهبر نيكان و صاحب اختيار مسلمين هستيم ما باعث امان براى اهل زمين هستيم بهواسطه ماست، آسمان بر زمين فرود نمىآيد اگر ما روى زمين نبوديم اهلش را فرو مىبرد و سپس فرمود: از روزى كه خدا آدم را آفريد تا حال هيچگاه زمين از حجت خالى نشده منتهى گاهى حجت ظاهر بوده و گاهى مستور تا قيامت نيز از حجت خالى نخواهد شد.
سليمان كه راوى خبر است مىگويد به امام سجاد عليه السلام عرض
ادامه مطلب
هدايت معنوى امام در تمامى حالات
علامۀ طباطبائى قدس سره در ذيل آيۀ «وَ إِذِ اِبْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً» بحثى دارد تحت اين عنوان كه ابراهيم بعد از نبوت و رسالت (كه شأن آن هدايت ظاهرى مردم است تا انسانها را ارائه طريق بنمايد) به مقام امامت، منصوب مىگردد كه شأن امامت چيزى است ما فوق ارائۀ طريق و هدايت ظاهرى. و سپس اضافه مىكند كه در قرآن هر جا متعرض معنى و حقيت امامت شده آن را بهعنوان هادى و هدايتگر تفسير نموده مانند آيۀ: «وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ نٰافِلَةً وَ كُلاًّ جَعَلْنٰا صٰالِحِينَ * وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا» (انبياء: ٧٣). و نيز آيۀ: «وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا لَمّٰا صَبَرُوا وَ كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يُوقِنُونَ» الم سجده: ٢۴. و در اين آيات هدايت را مقيّد نموده به (أمر) و أمر الهى در
ادامه مطلب
خدمات حضرت به جامعه در زمان غيبت
امام زمان شخصاً و گاهى بهوسيلۀ أعوان و انصار مخصوص خود در امور اجتماعى و داد رسى از بيچارگان و رفع مشكلات از آحاد جامعه و احياناً رفع مشكلات كه براى جامعۀ مسلمين و يا شيعيان پيش مىآيد، اقدام مىنمايد.
اصولاً معنى و مفهوم غايب بودن حجّت خدا انزوا نمودن و كنارهگيرى از كارهاى اجتماعى نيست بهترين شاهد براى اين مطلب حكايت ملاقات موسى بن عمران كه ولّى ظاهر بود با ولّى غائب از انظار كه به نام خضر معروف است اين مرد الهى به گونهاى بود كه حتّى موسى با او آشنا نبود و تنها با راهنمائى خدا او را شناخت و از عملش بهره گرفت. چنانكه مىفرمايد: «فَوَجَدٰا عَبْداً مِنْ عِبٰادِنٰا آتَيْنٰاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا وَ عَلَّمْنٰاهُ مِنْ لَدُنّٰا عِلْماً * قٰالَ لَهُ مُوسىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّٰا عُلِّمْتَ رُشْداً» موسى و همراهش با بندهاى از بندگان ما كه او را مشمول رحمت خود قرار داده بوديم، و از جانب خويش به او علمى آموخته بوديم، در كنار دريا آشنا شد موسى به ايشان گفت: آيا اجازه مىدهى همراه تو باشم تا از علوم رشد آفرين خود بما بياموزى. قرآن سپس شرحى از كارهاى مفيد و سودمند آن شخص را بيان مىكند كه كاملاً دلالت مىكند بر اينكه مردم از آثار و بركات او بهرهمند بودهاند با اينكه كاملاً مستور از انظار بوده تا
ادامه مطلب
دكتر كربن كه مصاحبههاى ارزندهاى با استاد فقيد علامه طباطبائى داشته در رابطه با لزوم حجت و امام در هر عصرى نظريۀ جالبى ارائه مىدهد. ايشان مىگويد:
مذهب تشيع (بهعلت وجود مهدى موعود عليه السلام) تنها مذهبى است كه رابطه را ميان خدا و خلق براى هميشه نگه داشته و بهطور استمرار و پيوسته ولايت را زنده و پا بر جا مىدارد؛ زيرا مذهب يهود، نبوّت را كه رابطهاى است واقعى ميان خدا و عالم انسانى در حضرت كليم عليه السلام ختم كرده و پس از آن به حضرت مسيح و حضرت محمد صلى الله عليه و آله اذعان ننموده و رابطۀ مزبور را قطع مىكند و همچنين نصارى در حضرت مسيح متوقف شده، و اهل سنت از مسلمين نيز در حضرت محمد صلى الله عليه و آله توقّف نموده و با ختم نبوت در ايشان ديگر رابطهاى ميان خالق و خلق قائل نمىباشد، و تنها مذهب تشيع است كه نبوت را با حضرت محمد صلى الله عليه و آله ختم شده مىداند ولى ولايت را كه همان رابطۀ هدايت و تكميل مىباشد بعد از حضرت ختمى مرتبت براى هميشه زنده مىداند - رابطه اى كه از اتصال عالم انسانى به عالم الوهيّت حكايت مىكند و بعد از حضرت محمد صلى الله عليه و آله بهواسطۀ ولايت جانشينان وى زنده بوده و خواهد بود. ١
پی نوشت:
١) به نقل از مكتب تشيع سالانه دوم ص ٢٠ و ٢١.
منبع: دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف , حسین اوسطی، ص40
شب نیمه شعبان، یادآور تولّد اولین و آخرین امید پیامبران و فرستادگان الهی و منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دارای فضلیتی بس عظیم است و در روایات معصومین(علیهم السلام) بر احیای آن تاکید شده تا آن جا که نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) در فضیلت این شب نورانی فرموده است “مَنْ أَحْیَا لَیْلَهَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛ هرکس شب نیمه شعبان را به شب زنده داری سپری کند، در روزی که دلها مرده است، دل او زنده است”.(1)
امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) نیز در روایتی از پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در رابطه با فضیلت احیای شب نیمه شعبان نقل کرده است که “عن رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: إِذَا کَانَ لَیْلَهُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَقُومُوا لَیْلَهَا وَ صُومُوا نَهَارَهَا فَإِنَّ اللَّهَ …یَقُولُ أَ لَا مُسْتَغْفِرٍ فَاغْفِرْ لَهُ أَ لَا مسترزق فأرزقه حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْر؛ شب نیمه شعبان را احیاء بدارید و روز نیمه شعبان روزه بگیرید که خداوند در این شبانه روز می فرماید آیا توبه کننده ای هست تا توبه او را بپذیرم آیا فردی طلب روزی دارد تا او را بی نیازکنم”.(2)
بزرگان دین و علما به عنوان وارثان و ادامه دهندگان رسالت انبیاء الهی و مروجان حقیقی آموزه های غنی اهل بیت (علیهم السلام) نیز علاوه بر آن که خود اهتمام ویژه ای به احیای شب نیمه شعبان داشته و دارند، عموم مومنین و منتظران و عاشقان امام عصر حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به احیای این شب عزیز و دعا برای سلامتی و تعجیل در ظهور ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعوت کرده اند.
اینک در آستانه فرا رسیدن ۱۵ شعبان المعظم، توصیه ها و پیام های مراجع عظام تقلید، علما و بزرگان حوزه به عاشقان و دلدادگان حضرت حجت(ر) در پاسداشت ایام ولادت موفور السرور منتهی الامال جمیع اولیاء و آخرین نجات دهنده بشریت و زنده نگاه داشتن فرهنگ احیای شب نیمه شعبان، تقدیم منتظران امام عصر(ر) می شود.

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:
بسم الله الرحمن الرحیم منتظران حضرت بقیه الله العظم ارواح العالمین له الفداء در شب مبارک نیمه شعبان با جشن و چراغانی و تشکیل مجالس سخنرانی، مدح و منقبت آن امام عزیز را برای خود افتخار بزرگی دانسته و در احیای این
ادامه مطلب
ولادت
پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر صلی الله علیه و آله گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی علیه السلام و امام يازدهم حضرت عسکری علیه السلام رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود. همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند.
آخرین امام شیعیان علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، قدم به جهان هستی گذاشتند .
حـضـرت مـهـدى (عـليـه السـلام ) در شـب نـيـمـه شـعـبـان سـال 255 هـجـرى در شـهر سامرّا به دنيا آمد، مادرش ((اُمّ وَلد)) بود به نام
ادامه مطلب
پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد.در این زمان که جامعه شیعه با عدم دسترسی مستقیم به امام روبرو شد هرچند زمینه سازی هایی از زمان امام جواد علیه السلام شروع شده بود و حتی از زمان پیامبر به این موضوع که قائم ما غیبتی دارد و مانند خورشید پشت ابر عمل می کند و از دسترس مستقیم افراد دور خواهد احادیثی وارد شد اما برای ورود به غیبت کبری نیاز بود که زمانی طی شود و بعد از آن قطع ارتباط به صورت تقریبا کامل صورت بگیرد و این دوره ی حدود هفتادساله غیبت صغری این شرایط را مهیا می کرد .در این دوره امام برای خودش افرادی را به عنوان نایب معرفی می کرد و با دادن توقیعاتی این افراد را تایید می کردند و از شیعیان می خواستند که در همه زمینه ها از این نواب اطاعت کننند.تعداد این نایبان در این دوره چهار نفر بودند که به نواب اربعه معروف هستند. در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدی علیه السلام مي رسيدند، و نامه هایی که حاوی پاسخ سؤالات را به مردم مي رساندند.
1. عثمان بن سعيدسمان
نخستين نايب خاص مهدی علیه السلام عثمان بن سعيدسمان که ظاهرا بعد از سال 260هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد .از قبیله اسد بود.در قالب روغن فروشی فعالیت های مذهبی و سیاسی خود را انجام میداد. عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد
ادامه مطلب
منظور از غیبت امام دوازدهم(عج) پنهان شدن آن حضرت در غار و زندگی دور از مردم نیست، بلکه آن حضرت در بین مردم زندگی و رفت و آمد میکنند و همانند دیگر افراد جامعه، یک زندگى عادى دارند، حضرت مردم را میبینند و آنها را میشناسند مردم نیز حضرت را میبینند، اما ایشان را نمیشناسند و نمیدانند که ایشان همان حضرت مهدی موعود(عج) هستند تا وقتی که زمان ظهور فرا برسد و ایشان خود را به عنوان امام و پیشواى شیعیان جهان، به مردم معرّفى خواهند کرد؛ زیرا امر غیبت و ظهور حضرت مهدی به اراده و فرمان الهی است و هر گاه خدای تعالی اراده فرماید واقع خواهد شد.
شناخت علتهای واقعی غیبت امام زمان(ع) بر انسانها مجهول است، زیرا گستره و قلمرو شناخت انسانها محدود میباشد. البته اندیشوران اسلامی برای غیبت امام زمان(ع) علتهایی را بیان کردهاند.(1)که در برخی روایات
ادامه مطلب
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) گاه مشتاقانه از زمان ظهور آخرین حجّت خدا صحبت میکند و به حال کسانی که آن زمان را درک میکنند، رشک میبرد و میفرماید: فطوبی لمن أدرک ذلک الزّمان.(2)
خوشا به حال کسی که آن زمان را دریابد.
گاه نیز عاشقانه آرزوی درک زمان آن حضرت را میکند و میفرماید: و لو أدرکته لخدمته أیّام حیاتی.
|
اگر زمان [ظهور] او را درک میکردم همه عمرم را در خدمتش میگذراندم. |
و گاه با مشاهده شرایط غیبت آن حضرت از خود بی خود شده و سیل اشک از دیدگان جاری میسازد:
«سُدَیر صیرفی» میگوید: به همراه «مفضّل»، «ابوبصیر» و «ابان» خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدیم و دیدیم که آن حضرت بر روی خاکها نشسته جامهای خیبری، بییقه و آستین کوتاه بر تن کرده و همانند مادر فرزند مرده در حال گریه و زاری است. سراسر وجود او را حزن و اندوه فرا گرفته بود؛ آثار غم و اندوه در صورتش ظاهر گشته بود؛ رنگ چهره او به
ادامه مطلب
عدالت گستري اصلحترين رسالت قيام و انقلاب مهدي (علیه السلام) است. آثار عدالت مهدوي محدود به عرصه هاي حاضر نخواهد بود. بلکه در حوزه هاي مختلف فردي و اجتماعي آشکار خواد شد و اين تفسير «يملاء الله به الارض قسط و عدلاَ» است ره آورد قيام آن حضرت اين است که هم فرد را در روابط گوناگون خود مي سازد و هم جامعه را در بخشهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و قضائي سامان مي بخشد. در اين مقاله تلاش کرده ايم که جريان عدالت مهدوي و چگونگي آن را در عرصه هاي گوناگون فردي و اجتماعي مورد بررسي قرار دهيم.
پيش از پرداختن به اصل موضوع، لازم است معني و مفهوم عدل به درستي آشکار شود.
در معني عدل گفته اند:
هو توسّط بين الافراط و التفريط بحيث لاتکون فيه زيادة ولانقيصة...
ثم ان العدالة اما في الرأي والافکار اذا کان مصوناً عن الانحراف والضعف والحدّة و يطابق الحق والصّواب [کما في قوله تعالي]: واذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل[1].
و اما في الصفات النفسانية بان تکون الاخلاق الباطنية معتدلة ليس فيها افراط و لاتفريط... و اما في الاعمال و هو في الاقوال و في الوظائف الانفرادية و في الاعمال الاجتماعية.... [کما في قوله تعالي]: واذا قلتم فاعدلوا و لو کان ذا قربي[2].
... و ليعلم انَّ موضوع العداله من اهم الموضوعات.... و اليها يرجع کل عمل حسن و خُلق مطلوب و رأي صائب... و هو المطلوب في کل مورد و في کل مقام[3].
عدالت ميانه ی زياده روي و کوتاهي است و به معني آن است که
ادامه مطلب
فقره های این دعا، بیانگر ایمان و اخلاص شیعه منتظر نسبت به امام غایبش بوده و نشان از سوز هجران او نسبت به محبوبش دارد:
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
ما در این بخش از مقاله، می کوشیم تا به ترجمه و توضیح بسیار مختصری پیرامون هر یک از فقرات این دعای شریف بپردازیم. امیدواریم بتوانیم اندکی از معارف بلند این دعای شریف را برای خوانندگان محترم بیان کنیم:
اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن ـ صلواتک علیه و علی آبائه ـ فی هذه الساعة و فی کلّ ساعة
حجّت، در زبان عرب، در اصل به معنای دلیل و برهان است. برخی گفته
ادامه مطلب
پاسخ اجمالی
این دعای شریف با تفاوتهای اندکی در عبارت، در منابع مختلف روایی(از جمله کتاب کافی) ذکر شده که مناسب است برای سلامتی امام زمان(عج) خوانده شود.
بهطور کلی؛ فقرههای این دعا، بیانگر ایمان و اخلاص شیعه منتظر نسبت به امام غایبش بوده و نشان از سوز هجران او نسبت به محبوبش دارد.
پاسخ تفصیلی
یکی از مهمترین وظایفی که شیعه در عصر غیبت و انتظار، بر عهده دارد، دعا برای تعجیل فرج و ظهور حضرت مهدی و سلامتی حضرتشان است. البتّه دعا در اینباره، همچون دیگر موارد، به هر زبان و بیانی که باشد مقبول درگاه الهی خواهد بود و آنچه مهمّ است، روح دعا و شرایط کیفی آن است که فراوان بدان توصیه شده است.
در این میان، ارزش دو چندان ادعیه مأثوره (که از زبان مبارک اهل بیت(ع)
ادامه مطلب
موعود در آیات قرآنوَ نُریدُ أَنْ نَمُنّ عَلَی الّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَکنَ لَهُمْ فِی اْلأَرْضِ وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یحْذَرُونَ. (قصص: 5 و 6)
و ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پا برجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان، آنچه را از آنها بیم داشتند، نشان دهیم.
به استناد از بسیاری از مفسران و صاحب نظران علوم قرآنی، این دو آیه، اگرچه به ظاهر به قصه حضرت موسی(ع) و فرعون و بنی اسرائیل مربوط است، ولی محتوا و مفهوم آیات، فقط به آن منحصر نمی شود. آنچه در آن دوره اتفاق افتاد، جلوه ای از اراده خداوند برای حاکمیت بخشیدن مستضعفان بر مستکبران بود، درحالی که اراده خدا در این باره، به طور
ادامه مطلب
نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر(ع) است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. درآستانه سالروز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر(ع) است، به رخدادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) در سامرا روی داد، اشاره می کنیم.
روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسکری(ع) پس از اینکه نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که 8 روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر اینکه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادتشان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در
ادامه مطلب
آنچه مسلم است غيبت بر اساس حكمت الهى صورت گرفته و ما به همۀ اسرار آن واقف نيستيم عبد اللّٰه بن فضل هاشمى ميگويد
شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد: براى صاحب اين امر (يعنى حضرت قائم) غيبتى خواهد بود كه گروهى به شك مىافتند. به امام صادق عرض كردم غيبت ايشان براى چيست؟ حضرت فرمود: مأذون نيستيم كه جهت آنرا بيان كنيم.
عرض كردم: در غيبت امام چه حكمتى است؟ حضرت فرمود:
حكمت غيبت نمودن حجج الهيه در زمانهاى قبل مىباشد و همانگونه كه حكمت كارهاى خضر معلوم نشد مگر موقع جدا شدن موسى از خضر. سپس امام صادق عليه السلام فرمود: اى پسر فضل، مسئلۀ غيبت يكى از اسرار الهى است.
وچون خدا را حكيم مىدانيم بايد اعتراف كنيم كه غيبت نيز داراى حكمتى است ١ گرچه به
ادامه مطلب
اگر حضرت مهدى عليه السلام از سنۀ ٢۵۵ تا به حال در قيد حيات باشد قهراً عمرى بيش از هزار سال خواهند داشت، آيا اين طول عمر را مىتوان قبول كرد؟ و آن را با قوانين و قواعد طبيعى منطبق ساخت؟ و آيا مدارك و ادّلۀ اسلامى آنرا تأييد مىنمايد؟
بعضى از اهل سنت مىگويند: مهدى موعود در نزديكى ظهور، بهدنيا مىآيد و در آن عصر و زمان متولد مىگردد. و گاهى مشاهده مىشود كه بعضى از اين آقايان بدون تأمل و دقّت در اين مسئله حملهاى شديد به شيعه كرده و آنها را به جهل و نادانى نسبت دادهاند و گفتهاند: چگونه مىتوان به يك چنين مسئلۀ عجيب و غريب يعنى طول عمر معتقد شد؟ منتهى فقط به استبعاد و استعجاب اكتفاء نموده و هرگز براى مدّعاى خود دليلى اقامه ننمودهاند.
آيا شگفت آور بودن مىتواند دليل بر انكار شود؟
اوّلاً: عجيب بودن چيزى نمىتواند دليل بر امتناع و محال بودن آن چيز شود، بسيارى از امور است كه بهمراتب عجيبتر از طول عمر است ولى به آن معتقد هستيم مثلاً خلقت انسان از خاك و نطفه و القاء روح به آن.
ادامه مطلب


